ترافیک ( خاطره ای از شهید رضایی نژاد )

بسم رب الشهداء و الصدیقین

یک روز سوار ماشینش شده بودم، تمام پنجره ها را داده بود بالا.

گفتم:

پس چرا همه ی شیشه ها را بالا کشیدی؟

گفت:

اینجا ترافیکه، مردم مرتب به هم دری وری می گن،

نمی توانم تحمل کنم ببینم مردم اینجوری به هم نامهربانی می کنن.

 

آپلود عکس | آپلود | سایت آپلود عکس | اپلود عکس

/ 1 نظر / 25 بازدید